اصطلاح مینیمالیسم (سادهگرایی) در نوشته های منتقدی به اسم Barbara Rose در اواسط دهه شصت در مقاله ای تحت عنوان «ABC Art» ظهور کرد. که به طور مشخص به این اصطلاح اشاره نشده بود بلکه وی در این مقاله گفته بود که زوائد هنر رو به «کاهش» (Minimum) است. و در اواخر دهه شصت عبارت مینیمالیسم به طور عادی استفاده می شد. مینیمالیسم به طرز شایسته ای هدف کاهش نقاشیها و حجمها به اجزای ضروری شان را به تحقق می رساند. ابتدائا از ساختارگرایی (Constructivism) اوایل قرن بیستم ناشی می شود. مینیمالیسم به مقدار زیادی از آثار دقیق و منظم هنرمندان بعد از جنگ جهانی مانند Barnett Newman، Ad Reinhardt و David Smith تاثیر پذیرفت.
مینیمالیسم اولین جنبش هنری دارای یک مفهوم جهانی است که منحصرا هنرمندان آمریکایی در آن پیشگام بودند.
مینیمالیسم بیشتر از آنکه با نقاشی در ارتباط باشد با حجم مرتبط بود. در حجمهای مینیمالیسم ستون یا پایه مجسمه و اینکه یک حجم کلی رساننده مقصود باشد ویا حتی تماس هنرمند با آن حذف شد.
در جهت رسیدن به هدف خلق فرمهای جدید به جای استفاده مجدد از فرمهای قدیمی، حجمهای مینیمالیسم با ایجاد آثاری سه بعدی که به راحتی بر مرز هنر و دنیای روزمره قرار می گرفتند در تولید موضوعات هنری محض برتری یافتند. مکعبهای جعبه مانند Robert Morris و تخته سنگهای قفسه مانند Donald Judd شبیه فرمهای هندسی مشابه شان در شیوه معماری بین المللی معاصر و طراحی داخلی مدرن بعد از خودشان بودند. به خلاف علاقه هنرمند در نفوذ به فضای شهری، عموم مردم آثار آنها را خارج از دسترس و غیر قابل استفاده میدیدند.
مینیمالیسم در اواخر دهه شصت (همانگونه که اکسپرسیونیزم انتزاعی در دهه پنجاه بر هنر حکمفرمایی می کرد) بر هنر حکمفرما بود. انواع دیگر آن در مکزیک و ژاپن ظهور کردند، جایی که مدرسه مجسمه سازی مینیمالیسم معروفی به اسم Mono-ha در توکیو تاسیس شد.
برچسبها: مینیمال, مینیمالیسم, س, سادهگرایی, سبکها






